چند روز عقب موندم
چند روزي وقت نميكنم روزمره علي جان بزارم . امروز كارا رو كنار گذاشتم تا وبلاگشو به روز كنم . سه شب گذشته افطار خونه ماماني دعوت بوديم . (خاله با دايي هم بودند ) خانم دايي كادوي تولد علي جونو آوردده بودندن ... ممنون خانم داداش گلم بعد رفتيم حياط خونه ماماني و افطار كرديم .بعد هم نشستيم (خاله بازي بزرگترا ديگه ...) علي كوچمولو رفت خمير بازي ها شو آورد تا با خانوم داييش بازي كنه . ببينين چي كار كردند . اول يه عينك درست كردند بعد هم دستاشونو لاك زدند اين هم ناخن مصنوعي با خمير برا علي اقا شب بعد هم قرار گزاشتيم بريم پياده روي در جاده سلامت (عالي بود ) تا ساعت 12 يك بود كه مونديم با پفك وميوه و آب معدني از خودمو...









